روزگاری شهری بود که مردم اون همگی زندگی خوب و راحتی داشتند. البته اینطور نبود که هیچ مشکلی نداشته باشند، ولی این رو یاد گرفته بودن که با سعی خودشون از پس مسائلشون بربیاند. معمولا برای رسیدن به چیزهایی که دوست داشتند زحمت می کشیدند و بعد از به دست اوردن اونها، تلاش برای رسیدن به چیزهای بهتر رو شروع می کردند. حتی اگر نمی تونستند مشکلاتشون رو حل کنند یا به آرزوهاشون برسند هم اشکالی نداشت، چون از تلاشی که در راه رسیدن به هدفشون کرده بودند احساس رضایت می کردند و به همین خاطر همیشه امیدوار بودند!
تا اینکه یک روز حاکم شهر تصمیم گرفت همه آرزوهای مردم رو بدون هیچ محدودیتی برآورده کنه. ضمنا به مامورهاش دستور داد که همه مشکلات کوچیک و بزرگ مردم رو به سرعت حل کنند و همه نیازهاشون رو بدون کم و کاست برطرف کنند!
وقتی این خبر خوشحال کننده اعلام شد دیگه کسی دلیلی برای به زحمت انداختن خودش نمی دید. پس مردم دست از کار و تلاش کشیدند و به جاش شروع کردند به تفریح و خوشگذرونی. زندگی به بهترین شکل برای همه مهیا بود و فقط کافی بود اراده کنن تا به هر چیزی که می خوان برسند. همه هم از شرایط جدید راضی به نظر می رسیدند.
یک مدتی به همین شکل گذشت تا اینکه به تدریج مردم از زندگی جدیدشون خسته شدند. دیگه تفریح و بازی هم جذابیتی براشون نداشت و برای همین اصلا سراغش نمی رفتند. به جایی رسیده بودن که حتی برآورده شدن بزرگترین آرزوهاشون هم راضیشون نمی کرد. کم کم تبدیل شدن به آدمهایی که هیچ انگیزه ای برای از خواب بیدار شدن نداشتند. دیگه خواسته هاشون هم محدود شده بود به نیازهای روزمره و غیر از اون چیز دیگه ای نمی خواستند. بعضی ها افسرده شدند و بعضی های دیگه هم خودکشی کردند! اونهایی که باهوش تر بودند تصمیم گرفتن همون روش قبلی زندگیشون رو در پیش بگیرند و برای آرزوها و پیشرفتشون تلاش کنند، ولی تو شهری که همه چیز ایده آل بود، نه آرزویی برای کسی مونده بود و نه کسی جای پیشرفت داشت. پس وقتی مردم فهمیدن که حاکم ستمگر با این کارش زندگی قشنگ سابقشون رو نابود کرده، تصمیم گرفتند که باهاش مقابله کنند و اینطوری شد که جنگ سختی درگرفت و تقریبا تمام شهر از بین رفت. ولی در نهایت این مردم شهر بودند که به پیروزی رسیدن، چون تو شهر مخروبه ای که هر کسی هر چی که داشت رو از دست داده بود، انقدر مشکلات زیاد بود و انقدر جا برای پیشرفت بود که تا چند نسل می تونستن برای زندگی بهتر تلاش کنند و سرگرم باشند و از بی انگیزگی و بی هدفی نجات پیدا کنند!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر